دریا نیوز







و آن نهال اینک سرویست استوار

دریا نیوز: هجده سال پیش مرحوم ایوب دبیری نژاد در این اندیشه شد که برای اعتلای فرهنگی، ارتقای حوزه اطلاع رسانی و بازتاب دغدغه ها و دیدگاه های اجتماعی و دلبســتگی های شخصی خود به زادگاهش هرمزگان به ساحت روزنامه داری ورود کند

، 14:20   /   کد خبر: 33505   /   تعداد بازدید: 1198


دریا نیوز: هجده سال پیش مرحوم ایوب دبیری نژاد در این اندیشه شد که برای اعتلای فرهنگی، ارتقای حوزه اطلاع رسانی و بازتاب دغدغه ها و دیدگاه های اجتماعی و دلبســتگی های شخصی خود به زادگاهش هرمزگان به ساحت روزنامه داری ورود کند.درآن دوران پرتلاطــم سیاســی و اجتماعی، روزنامــه های مختلفــی از گرایش های متنوع سیاســی در پیشــخوان مطبوعات کشوری و محلــی حضور داشــتند و دبیری نــژاد خود را نماینده یک جریان اصولگرای معقول می دانست که می خواســت برای بیان حرفهــا، درد دل ها،خواســتها و هویت سیاســی و پایگاه فکری خویش تریبونی داشته باشد و بدین سان «دریا» در آذرماه 79 زاده شد. فراز و نشیب های بسیاری را پیمود و بی گمان از مسیرهای سخت و صعبی عبور کرد، گاه تلخی های آزاردهنده بسیاری را تحمل نمود و غصه ها و غم های آســیب رسان بســی را دید ولی از پا ننشست و هر روز بیش از دیروز به این غوغای امواج درونی خود دل سپرد که دریا باید بماند، قدبکشد،رشــد کند و چنان ارتفاع افروزد که از دورادور هم دیده شود.کســانی که این روزگار با الفبای کار مطبوعاتی و رسانه داری آشــنایند می دانند چه سخت و پر مشقت اســت روزنامه داری و نشریه گردانی. از آن لحظه کــه واژه ها در کنار هم نقش و نگار مــی یابند و در قالب جملــه و در هیبت خبر و گزارش و ... شــکل پیدا می کنند تا زمانی که در دستان مخاطبان لمس شده و به کالایی کاغذین در می آیند. هر لحظه اش تــوام با خطر و بیم و هراس است. روزنامه نگاری به تعبیری همان راه رفتن در میدان مینی است که نه براساس اسلوب و راهبردهای نظامی کلاسیک که بر پایه روش های نامنظم ناگاه رو به روی سربازان پدیدار می شود. هر آن ممکن است یکی از مین های نادیدنی در فضای سوتفاهم خیز امروزی منفجر شود و نفس را در گلوی یک روزنامه یا نشریه بخشکاند. جزعشق، شیدایی و والگی و دلباختگی تعبیری دیگر نمی توان از آن کرد بســان عاشقی که در چهره معشوق خود جز حسن،دلربایی و مفتونی و جذبه نمی بیند. ایوب دبیری نژاد هجده سال تمام با جان و دل و همه وجود ،عشقش ،دریایی بود که از مشتاقانه و شورانگیز درخلوت و جلوت، روح و جانش را تســخیر کرده بود و در سفر و حضور و بود و نبود بدان می اندیشید، به آن عشق می ورزید و با آن زندگی مــی کرد. حاج ایوب مرد صبور وشکیبایی بود، به سادگی تسلیم نمی شد و از کور هدر نمی رفت اگر جزء آن بود نمی توانست دریای خــود را از این راه پرخطر و مهیب به ســلامت بگذراند و در دل توفان ها واننهد و به سلامت و برساحل امن برساند. آنانی که از دور و نزدیک با شخصیت و مختصات فردی زنده یاد دبیری نژاد آشنا بودند که وی هیچگاه در جا اندیش و باری به هر جهتی و سکون خواه و ایستا نبود .همواره درطول این هجده ســال دریا داری در تامل و التهاب حرکت رو به جلو ، پیشــرفت و صعود کیفیت و دســت یافتن به قله های برتری بود و دقت و تیزبینی و همه جانبه نگری اش در مواجهه با مسائل مختلف ریزو درشت «روزنامه نگاری» سبب شده بود که نهال دریا که در آذر79 غرس شد هر روز پربارتر و پرثمرتر سر به آسمان ساید.دریا امروزه در اعداد و شمار روزنامه هایی است که مسئولیت مهمی را در ساحت بازتاب مسائل و مصائب ، توانگری ها و داشــته های متفاوت «هرمزگان» برعهده دارد.دریا به همت و شــوق و ایمان «حاج ایوب» اندک اندک سر برافراشت و با پشتکار و گرمابخشــی او و همکارانش از زودمرگی و نارسی به ایمنی جست و در طریق بلوغ و رشد و شکوفایی قدم گذارد.نهال کوچکی که دیروزها و در هجده بهار پیش کاشته شد و در طول سالیان با عشق و بردباری حراست شد و باغبانی چون حاج ایوب بر سران لحظه ای چشــم بر هم ننهاد اینک سروی استوار و افراشته شده است که دیگر خود راه رعنایی و آداب بلند بالایی را می داند .دریای حاج ایوب ،در این سال ها دایره المعارف مطول و جامعی از هرمزگان بوده اســت. رویه اصلی آن انعکاس «حرف مردم» در آینه ای بودهکه روبه روی آنان نگهداشته است .نایستاده، درجانزده، سکوت نکرده، هوشیار بوده و با تحولاتو تغییرات فرهنگــی و اجتماعی محیط و اقلیم پیرامونی خود نیز همسو و همزاد.همکاران حاج ایوب گاه حتی جزیی بینی های فنی وی را هم به خاطر دارند که چگونه و به چه حرارتی ، رنگ ها و فونت ها و ملاحظات خاص خود را به آنان گوشزد می کرد و برای بهروزی و اعتلای هر روزه آن ساعت ها وقت وقف می کرد و هیــچ زمان حتی در فاصله های دور فراموش نمی کرد که دریای خود را نظارت و پایش کند. به شهادت همه آن ها که حاج ایوب را می شناختند وی تا لحظه واپسین حیات ارزنده اش در سودای آن بود که دریای خود را آنچنان بگسترد و برکشدکه به اقیانوســی بپیوندد از مسئولیت، ارزش وماندگاری.یــادگار او اکنون در غیبت ناگهانی اش هم ،دریایی است خروشنده، موج خیز و رخشان که اگر چه در نبــود «حاجی» دل تنگی می کند اما همچنان نبض می زند و پرتپش به پیش می رود. هجدمین بهار دریا در غیاب «حاج ایوب» گرچه تلخ و گزنده است اما از قلبی تپنده حکایت میکند که همچنان به پیش می رود و به امید خدا خواهد رفت. روحت شاد حاجی ،دریایت آرام و دوستداشتنی و مانا