دریا نیوز







بندرکنگ در سفرنامه های دوره صفویه

، 09:02   /   کد خبر: 32006   /   تعداد بازدید: 442


 

دکتر محمد حسن نیا

با توجه به اهیت بندرکنگ در دوره صفویه، سفرنامه نویسان اروپایی در سفرنامه خود به ایران و خلیج فارس مباحث مهمی در مورد، تاریخ، فرهنگ، جغرافیا و اقتصاد بندرکنگ در دوره صفویه آورده اند. که در این نوشتار تاکید بر سفرنامه فیدالگو، سفیر کشور پرتغال در دربار شاه سلطان حسین صفوی است. اما پیش از آن به سفرنامه جملی کارری می پردازیم او در سال 1105ق زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی به ایران و بندرکنگ آمده و در مراسم تاجگذاری شاه سلطان حسین شرکت کرده است. او عنوان نموده است بندرکنگ در کنار خلیج فارس واقع شده است. تقریبا همه خانه های آن گلی است و فقط چند خانه ساحلی از سنگ بنا گردیده است. بندرکنگ جزو مناطق زیر فرمان وزیر لار محسوب می شده است. او از دیر اگوستین ها در بندرکنگ و لنگه نام برده است. ولی با توجه به مطالبی که ژان اوبن آورده است، به نظر می رسد در ترجمه سفر نامه کارری نام بندرکنگ با بندرلنگه اشتباه شده باشد. او همچنین عنوان می کند که مالیات بندرکنگ به شاه ایران پرداخت می شد و این بندر مرکز تجارت بزرگ می باشد و دائما از هندوستان، و بصره مال التجاره های  به آنجا وارد می شد.(کارری، ص194 و 195) این مباحث به خوبی می رساند که در دوره شاه سلیمان صفوی بندرکنگ همواره آباد بوده است و جای جزیره هرموز را در تجارت دریایی گرفته بود. چون در این زمان جمعیت بندرکنگ از ملیت های مختلف بود که در به نقل از ژان اوبن هندی ها، اعراب، یهودی ها در بندرکنگ می زیستند و در اوایل سال 1630 درست چندماه پس از مرگ شاه عباس باب مذاکرات صلح با پرتغالی ها باز شده بود و از سوی دولت ایران تاسیس نمایندگی بازرگانی آن ها به رسمیت شناخته شده بود.( گزارش سفیر پرتغال در دربار شاه سلطان حسین، ص6) تاورنیه نیز در سفرنامه خود عنوان می کند که آب در کناره بندرکنگ به اندازه کافی برای کشتی های بزرگ بزرگ عمیق نیست و تجارت از طریق بندرگمبرون صورت می گیرد. اما این گفته در سفرنامه فیدالگو نقد شده و عنوان شده است که در کنگ کشتی های بزرگ پرتغالی مشاهده شده است که دارای شصت الی هفتاد توپ بودند. حتی ناوگان متعلق به اقوام مسلمان دیده شده که بسیار بزرگتر بوده است. در بندرکنگ آزادی تجاری برای ملت های دیگر ایجاد شده بود(فیدالگو،ص10)

اما تاکید این نوشتار بیشتر بر مباحث گرگوریو پریرا فیدالگو و گزارش ماموریت  به نزد شاه سلطان حسین صفوی است که در مورد بندرکنگ که مسیر سفرش بوده است، اطلاعات دقیقتری دارد و  در باره آداب دیپلماسی مباحث مهمی را مطرح می کند که در نخست این مباحث آورده شده و سپس بررسی می گردد. فیدالگو این گونه عنوان می کند: « دو روز  بعد از ورود ما به بندرکنگ شه بندر یعنی، حاکم شهر به دیدار من آمد، اگر توسط چند نفر از نزدیکان به وی تذکر داده نمی شد این استقبال صورت نمی گرفت. البته این عمل بدون این که از میل باطنی من اطلاع اطلاع پیدا کند، انجام شد. روزی که جهت ملاقات من به عرشه کشتی آمد از تاریخ پیاده شدنم از کشتی پرسید و بعد از اطلاع از این موضوع، در روز مقرر در نیم فرسنگی شهر با چهل سوار و بیش از هزار و پانصد پیاده به انتظار ما ایستاده بود و دستور داده بود که تمام خیمه ها و بازارها و محل های کار تعطیل شود. یعنی تعطیلی عمومی اعلام داشته بود. همین که از کشتی به ساحل آمدم. حاکم از اسب پیاده شد و با قایق به استقبالم آمد و بعد از سوار شدن بر اسب دست راست مرا در دست گرفت و من نخواستم از دادن دستم به او خود داری کنم. مبادا احترام والایی را که طبق رسوم محلی به من ادا می شد، رد کرده باشم. اینک به افتخار ورودم تفنگ های دریایی و زمینی زیادی شلیک می شد. شه بندر بندرکنگ مرا تا اقامتگاهم همراهی کرد و بعد از آن هم چندین بار به دیدنم آمد. اما من به بازدیدش نرفتم. چرا که لزومی در این مورد نمی دیدم. زیرا مقام شه بندر در نزد ایرانی ها بسیار پایین است. اما چندین بار یکی از همرانم را به بازدید او فرستادم و از این بات بسیار خوشحال شد. زیرا در غیر این صورت ملاقات هایش را تجدید نمی کرد.( فیدالگو، ص38 و 39) در این مبحث شیوه پذیرایی از سفرای خارجی توسط شه بندر کنگ به تصویر کشیده شده است و از آنجایی که می بایست بین ایران و پرتغال قرارداد تجاری منعقد می شد و پرتغالی ها در بندرکنگ نمایندگی تجاری داشتند، آداب و رسوم دیپلماسی می بایست به جا آورده می شد. ولی آنجایی که سفیر پرتغال از پایین بودن ارزش مقام شهبندر نام می برد نشان از غروز کاذب او دارد و همین عامل یکی از مسائلی بود که مردم جنوب ایران به ویژه در زمان حضور پرتغالی ها در خلیج فارس از آن ها خاطره بدی در ذهن داشتند. در ادامه سفیر پرتغال عنوان می کند« چند روز پس از ورودم به کنگ، شه بندر کنگ جشن مفصلی به افتخار من در عمارت گمرک ترتیب داد. در ابتدا به عذر بیماری از قبول دعوت امتناع ورزیدم. ولی او به منزلم آمد و گفت ضیافت را در عمارت دولتی متعلق به شاه برگزار می کند نه در منزل شخصی و اگر دعوت را نپذیرم، او مورد بازخواست قرار خواهد گرفت که چرا پذیرایی و ضیافت چنانکه شایسته سفرای خارجی است، خودداری ورزیده است. به علت اصرارهای او، بر خلاف میل دعوتش را پذیرفتم. فرداری آن روز شخصا به اتفاق چند تن از معتمدان محل به منزلم آمد و مرا به عمارت دولتی گمرک که غرق در چراغانی و نور بود هدایت کرد. در تمام مدت جشن آلات موسیقی مخصوص به خودشان مترنم بود و آتش بازی ادامه داشت و بعد از اتمام جشن باز مرا تا منزلم بدرقه کرد. بعد از پانزده روز اقامت در بندرکنگ نامه ای از عباسقلی خان حاکم ایالت لار توسط میرزا محمد حسین، منشی او دریافت داشتم. اظهار لطف و محبت زیادی کرده بود و با نامه و هدایایی از قبیل میوه های مختلف و تعدادی گوسفند و مرغ فرستاده بود. پس از سه روز اقامت در بندرکنگ و دریافت پاسخ نامه هاش به اضافه مقداری هدایا جهت خان که از آن ها بسیار ممنون شد، به طرف لار شهری که در پنجاه منزلی کنگ قرار گرفته است حرکت کرد. از راهی به این دوری بود که خان تا این حد نسبت به من ابراز ادب و محبت نموده بود. مدت یک ماه در بندرکنگ به انتظار رسیدن اسب های مورد نیاز برای ادامه مسافرت به دربار اصفهان و همچنین هشتاد راس قاطر برای حمل اثاثیه و بنه خود و همراهانم و نیز حمل هدایا برای پادشاه ایران گذراندم. به علاوه منتظر رسیدن احتمالی کشتی جنگی« آلمیرانتا» بودم که حامل چند تن از زیردستان من بود. شایع شده بود که کشتی نامبرده به جزیره لارک رسیده است و همین انتظارها بود که توقفم را در کنگ این حد طولانی کرد. روز چهارشنبه ده ژوییه از بندرکنگ عزیمت کردم در حالیکه شه بندر سوار بر اسب به اتفاق کارمندانش و بسیاری از شخصیت های نیروی دریایی تا یک منزلی خارج شهر مرا مشایعت کردند و نسبت به من ادای احترام نمودند.»(فیدالگو، ص39 و 40) این مباحث به خوبی می رساند که بندرکنگ که در آن زمان نخستین ورودی اعزام سفیر پرتغال به ایران بوده، از اهمیت زیادی برخوردار بود و دست اندرکاران این بندر به خوبی به آداب دیپلماسی و پذیرایی از یک سفیر کشور خارجی واقف بودند. هر چند در این عبارات باز سفیر پرتغال نخوت و غرور خود را به رخ دیگران می کشد، اما این بیانات به  خوبی نشان می دهد که پرتغالی ها دارای اهداف درازمدت در بندرکنگ بودند و دربار صفوی هم به خوبی بر این امر واقف بود. درخواست مهم فیدالگو از شاه ایران هم اتحاد علیه اعراب در خلیج فارس بود. چون پرتغالی ها علاوه بر بنادر ایران در بنادر عمان هم دارای استحکاماتی بودند و در بسیاری از موارد زد و خوردهای زیادی با نیروهای عمانی داشتند. نکته مهم در این سطور این است که بندرکنگ در اواخر دوره صفویه مرکز تحولات خلیج فارس بود و پرتغالی ها با توجه به امنیتی که در بندر کنگ وجود داشت، اقدام به ایجاد تجارتخانه نموده بودند و ممانعتی از آزادی تجاری سایر کشورها در بندرکنگ هم به عمل نمی آوردند. هر چند سفیر پرتغال از دشواری مسیر بین بندر کنگ به بستک و لار شکایت دارد. اما با هماهنگی هایی که در مسیر ایجاد شده بود، در تمام روستاهای بین بنددرکنگ تا لار از سفیر پرتغال پذیرایی می شد و وسایل سفر برایش مهیا می کردند.   

دکتر محمد حسن نیا

بندرکنگ در سفرنامه های دوره صفویه

با توجه به اهیت بندرکنگ در دوره صفویه، سفرنامه نویسان اروپایی در سفرنامه خود به ایران و خلیج فارس مباحث مهمی در مورد، تاریخ، فرهنگ، جغرافیا و اقتصاد بندرکنگ در دوره صفویه آورده اند. که در این نوشتار تاکید بر سفرنامه فیدالگو، سفیر کشور پرتغال در دربار شاه سلطان حسین صفوی است. اما پیش از آن به سفرنامه جملی کارری می پردازیم او در سال 1105ق زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی به ایران و بندرکنگ آمده و در مراسم تاجگذاری شاه سلطان حسین شرکت کرده است. او عنوان نموده است بندرکنگ در کنار خلیج فارس واقع شده است. تقریبا همه خانه های آن گلی است و فقط چند خانه ساحلی از سنگ بنا گردیده است. بندرکنگ جزو مناطق زیر فرمان وزیر لار محسوب می شده است. او از دیر اگوستین ها در بندرکنگ و لنگه نام برده است. ولی با توجه به مطالبی که ژان اوبن آورده است، به نظر می رسد در ترجمه سفر نامه کارری نام بندرکنگ با بندرلنگه اشتباه شده باشد. او همچنین عنوان می کند که مالیات بندرکنگ به شاه ایران پرداخت می شد و این بندر مرکز تجارت بزرگ می باشد و دائما از هندوستان، و بصره مال التجاره های  به آنجا وارد می شد.(کارری، ص194 و 195) این مباحث به خوبی می رساند که در دوره شاه سلیمان صفوی بندرکنگ همواره آباد بوده است و جای جزیره هرموز را در تجارت دریایی گرفته بود. چون در این زمان جمعیت بندرکنگ از ملیت های مختلف بود که در به نقل از ژان اوبن هندی ها، اعراب، یهودی ها در بندرکنگ می زیستند و در اوایل سال 1630 درست چندماه پس از مرگ شاه عباس باب مذاکرات صلح با پرتغالی ها باز شده بود و از سوی دولت ایران تاسیس نمایندگی بازرگانی آن ها به رسمیت شناخته شده بود.( گزارش سفیر پرتغال در دربار شاه سلطان حسین، ص6) تاورنیه نیز در سفرنامه خود عنوان می کند که آب در کناره بندرکنگ به اندازه کافی برای کشتی های بزرگ بزرگ عمیق نیست و تجارت از طریق بندرگمبرون صورت می گیرد. اما این گفته در سفرنامه فیدالگو نقد شده و عنوان شده است که در کنگ کشتی های بزرگ پرتغالی مشاهده شده است که دارای شصت الی هفتاد توپ بودند. حتی ناوگان متعلق به اقوام مسلمان دیده شده که بسیار بزرگتر بوده است. در بندرکنگ آزادی تجاری برای ملت های دیگر ایجاد شده بود(فیدالگو،ص10)

اما تاکید این نوشتار بیشتر بر مباحث گرگوریو پریرا فیدالگو و گزارش ماموریت  به نزد شاه سلطان حسین صفوی است که در مورد بندرکنگ که مسیر سفرش بوده است، اطلاعات دقیقتری دارد و  در باره آداب دیپلماسی مباحث مهمی را مطرح می کند که در نخست این مباحث آورده شده و سپس بررسی می گردد. فیدالگو این گونه عنوان می کند: « دو روز  بعد از ورود ما به بندرکنگ شه بندر یعنی، حاکم شهر به دیدار من آمد، اگر توسط چند نفر از نزدیکان به وی تذکر داده نمی شد این استقبال صورت نمی گرفت. البته این عمل بدون این که از میل باطنی من اطلاع اطلاع پیدا کند، انجام شد. روزی که جهت ملاقات من به عرشه کشتی آمد از تاریخ پیاده شدنم از کشتی پرسید و بعد از اطلاع از این موضوع، در روز مقرر در نیم فرسنگی شهر با چهل سوار و بیش از هزار و پانصد پیاده به انتظار ما ایستاده بود و دستور داده بود که تمام خیمه ها و بازارها و محل های کار تعطیل شود. یعنی تعطیلی عمومی اعلام داشته بود. همین که از کشتی به ساحل آمدم. حاکم از اسب پیاده شد و با قایق به استقبالم آمد و بعد از سوار شدن بر اسب دست راست مرا در دست گرفت و من نخواستم از دادن دستم به او خود داری کنم. مبادا احترام والایی را که طبق رسوم محلی به من ادا می شد، رد کرده باشم. اینک به افتخار ورودم تفنگ های دریایی و زمینی زیادی شلیک می شد. شه بندر بندرکنگ مرا تا اقامتگاهم همراهی کرد و بعد از آن هم چندین بار به دیدنم آمد. اما من به بازدیدش نرفتم. چرا که لزومی در این مورد نمی دیدم. زیرا مقام شه بندر در نزد ایرانی ها بسیار پایین است. اما چندین بار یکی از همرانم را به بازدید او فرستادم و از این بات بسیار خوشحال شد. زیرا در غیر این صورت ملاقات هایش را تجدید نمی کرد.( فیدالگو، ص38 و 39) در این مبحث شیوه پذیرایی از سفرای خارجی توسط شه بندر کنگ به تصویر کشیده شده است و از آنجایی که می بایست بین ایران و پرتغال قرارداد تجاری منعقد می شد و پرتغالی ها در بندرکنگ نمایندگی تجاری داشتند، آداب و رسوم دیپلماسی می بایست به جا آورده می شد. ولی آنجایی که سفیر پرتغال از پایین بودن ارزش مقام شهبندر نام می برد نشان از غروز کاذب او دارد و همین عامل یکی از مسائلی بود که مردم جنوب ایران به ویژه در زمان حضور پرتغالی ها در خلیج فارس از آن ها خاطره بدی در ذهن داشتند. در ادامه سفیر پرتغال عنوان می کند« چند روز پس از ورودم به کنگ، شه بندر کنگ جشن مفصلی به افتخار من در عمارت گمرک ترتیب داد. در ابتدا به عذر بیماری از قبول دعوت امتناع ورزیدم. ولی او به منزلم آمد و گفت ضیافت را در عمارت دولتی متعلق به شاه برگزار می کند نه در منزل شخصی و اگر دعوت را نپذیرم، او مورد بازخواست قرار خواهد گرفت که چرا پذیرایی و ضیافت چنانکه شایسته سفرای خارجی است، خودداری ورزیده است. به علت اصرارهای او، بر خلاف میل دعوتش را پذیرفتم. فرداری آن روز شخصا به اتفاق چند تن از معتمدان محل به منزلم آمد و مرا به عمارت دولتی گمرک که غرق در چراغانی و نور بود هدایت کرد. در تمام مدت جشن آلات موسیقی مخصوص به خودشان مترنم بود و آتش بازی ادامه داشت و بعد از اتمام جشن باز مرا تا منزلم بدرقه کرد. بعد از پانزده روز اقامت در بندرکنگ نامه ای از عباسقلی خان حاکم ایالت لار توسط میرزا محمد حسین، منشی او دریافت داشتم. اظهار لطف و محبت زیادی کرده بود و با نامه و هدایایی از قبیل میوه های مختلف و تعدادی گوسفند و مرغ فرستاده بود. پس از سه روز اقامت در بندرکنگ و دریافت پاسخ نامه هاش به اضافه مقداری هدایا جهت خان که از آن ها بسیار ممنون شد، به طرف لار شهری که در پنجاه منزلی کنگ قرار گرفته است حرکت کرد. از راهی به این دوری بود که خان تا این حد نسبت به من ابراز ادب و محبت نموده بود. مدت یک ماه در بندرکنگ به انتظار رسیدن اسب های مورد نیاز برای ادامه مسافرت به دربار اصفهان و همچنین هشتاد راس قاطر برای حمل اثاثیه و بنه خود و همراهانم و نیز حمل هدایا برای پادشاه ایران گذراندم. به علاوه منتظر رسیدن احتمالی کشتی جنگی« آلمیرانتا» بودم که حامل چند تن از زیردستان من بود. شایع شده بود که کشتی نامبرده به جزیره لارک رسیده است و همین انتظارها بود که توقفم را در کنگ این حد طولانی کرد. روز چهارشنبه ده ژوییه از بندرکنگ عزیمت کردم در حالیکه شه بندر سوار بر اسب به اتفاق کارمندانش و بسیاری از شخصیت های نیروی دریایی تا یک منزلی خارج شهر مرا مشایعت کردند و نسبت به من ادای احترام نمودند.»(فیدالگو، ص39 و 40) این مباحث به خوبی می رساند که بندرکنگ که در آن زمان نخستین ورودی اعزام سفیر پرتغال به ایران بوده، از اهمیت زیادی برخوردار بود و دست اندرکاران این بندر به خوبی به آداب دیپلماسی و پذیرایی از یک سفیر کشور خارجی واقف بودند. هر چند در این عبارات باز سفیر پرتغال نخوت و غرور خود را به رخ دیگران می کشد، اما این بیانات به  خوبی نشان می دهد که پرتغالی ها دارای اهداف درازمدت در بندرکنگ بودند و دربار صفوی هم به خوبی بر این امر واقف بود. درخواست مهم فیدالگو از شاه ایران هم اتحاد علیه اعراب در خلیج فارس بود. چون پرتغالی ها علاوه بر بنادر ایران در بنادر عمان هم دارای استحکاماتی بودند و در بسیاری از موارد زد و خوردهای زیادی با نیروهای عمانی داشتند. نکته مهم در این سطور این است که بندرکنگ در اواخر دوره صفویه مرکز تحولات خلیج فارس بود و پرتغالی ها با توجه به امنیتی که در بندر کنگ وجود داشت، اقدام به ایجاد تجارتخانه نموده بودند و ممانعتی از آزادی تجاری سایر کشورها در بندرکنگ هم به عمل نمی آوردند. هر چند سفیر پرتغال از دشواری مسیر بین بندر کنگ به بستک و لار شکایت دارد. اما با هماهنگی هایی که در مسیر ایجاد شده بود، در تمام روستاهای بین بنددرکنگ تا لار از سفیر پرتغال پذیرایی می شد و وسایل سفر برایش مهیا می کردند.